نگاهی به تیر و پیکان،طبقه ­بندی و معرفی سر پیکان­های مخزن گنجینه میراث فرهنگی مازندران

جمعه, ژوئن 19, 2015 10:10
ارسال شده در قسمت : تاریخ
دیدگاه‌ها خاموش

IMG_1

نگاهی به تیر و پیکان،طبقه ­بندی و معرفی سر پیکان­های مخزن گنجینه میراث فرهنگی مازندران

سامان سورتیجی/دانشجوی دکترای باستان شناسی و عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی

چکیده

تیر وپیکان جنگ افزاری بود که در طول تاریخ بشریت به اشکال مختلف وجود داشته است.از ابتدایی ترین نمونه های به دست آمده از جنس سنگ واستخوان تا پیکانهای فلزی ازجنس مفرغ وآهن وفولاد؛مورد کاربرد آدمیان در جنگ وشکارگری بوده است.هر تیر از بخشهایی تشکیل می شد که شناخت وطبقه بندی آن می تواند در مطالعه وبررسی آن مؤثر باشد.تعدادی از این پیکانها در گنجینه میراث فرهنگی مازندران وجود دارد که از جهات جنس وشکل وکاربرد،مورد مطالعه وبررسی قرار گرفته است.

واژگان کلیدی:پیکان،تیر،گنجینه میراث فرهنگی،مازندران

***این مقاله در کتاب مجموعه مقالات «تبرستان نامه» در سال1389 از سوی انتشارات رسانش منتشر شده است.استفاده محققان و دانشجویان محترم با ذکر منبع اصلی  بلامانع است. هرگونه استفاده نابجا پیگرد قانونی دارد.***

درآمد

تیر پرتابه­ای ست چوبین، دارای نوک تیز(معمولا آهنی)به نام «پیکان»که به قدرت کمان رها می شود.واژه تیر از tigr پهلوی ساسانی(= فارسی میانه) به فارسی رسیده است. (مکنزی،1383: 147)که به آن در زبان پارسی باستان نیز tigra گفته می شد و در اوستا این واژه به صورت tiγrai (تیغرَیی)آمده است. (کنت،1384: 602) نشاب و تقدیر  مترادف آن است(فخر مدبر،1374: 242). تیر را در زبان عربی، سهم گویند. (زمخشری، 1342:ذیل واژه)

به روایت خیام در اساطير ایران کیومرث نخستین سازنده تیر وکمان بودو بهرام بر تیر چهار پرنهاد.(1357: 49) اعتمادالسلطنه معتقداست که در میان سلسله های پیش از اسلام،تنها کمانداران اشکانی در تیراندازی منتهای مهارت را داشتند.(1371: 197)

پیشینه تیر در فلات ایران

پیکان سرِ تیر ونیزه می باشد (دهخدا، 1359: ذیل واژه) و معمولاً تنها بخشی از تیر است که با گذشت زمان تا حدی سالم می ماند.انسان­های اولیه پیکان­ها را از جنس سنگ واستخوان می­ساختند. لوییس هنری مورگان، تکامل فرهنگ انسانی را به هفت دوره تقسیم واختراع تیر وکمان را به سومین دوره یا توحش جدید نسبت می دهد.این زمان به ترتیب بعد از دوره های توحش قدیم(ظهور انسان تا انتخاب روش صیادی واستفاده از آتش) وتوحش میانی (آغاز صیادی تا اختراع تیر وکمان)قرار می گیرد. (ملک شهمیرزادی، 1378: 109) در ایران قدیمی­ترین نمونه سر تیر در شمال حوضه مسیله جلگه آبرفتی ورامین به دست آمده است.پیشینه آثار به دست آمده از آن ناحیه، طیفی بین 60000 تا45000 سال را دربرمی­گیرد. (همو،122)

معمولاً سنگ­هایی راکه انسان­های اولیه شکل داده و لب پر می­کردند، از جنس سنگ­هایی با سختـی بالا بود، سنگ­هایی چون؛ کوارتـز، ابسیدین (Obsidian) [شیشه سنگ] و فلینت(flint) [سنگ چخماق]. تاریخ­گذاری دقیق پیکان­های سنگی، بدون مواد فرهنگی دیگر، کار چندان آسانی نیست چرا که در خصوص تطور اشیاء سنگی در ایران کار دقیقی انجام نگرفته است و از سویی از روی شکل واندازه پیکان­ها ومقایسه آن­ها نمی­توان به آسانی قدمت آن­ها پی برد،زیرا صنعتگر آن دوره نمی توانست محصولات خود را یک شکل و اندازه تولید کند. البته با دقت علمی و تعمق وحوصله  بر روی ابزار سنگی ،می توان معادن آنها را یافت و به ارتباطات دیرینه­ی فرهنگی حوضه استقرار صاحبان آنها با یکدیگر پي برد.

یک تجربه عملی

نگارنده با هدف پی بردن به چگونگیِ فرآیند ساخت وتولید پیکانهای سنگی، با صرف زمان به نسبت طولانی و با استفاده از دست افزارهای ابتدایی و سنگی؛ اقدام به ساخت پیکان­هایی از جنس کوارتز و فلینت کرد که نتایج جالبی از این تجربه به دست آمد: تولید این ابزار و دیگر ساخته­ها چون  تراشنده­ها، مته­ها، مهرها ،تزیینات و مهره­ها سنگی کار تخصصی بود که به دست صنعتگران در دوره­های پیش از تاریخ انجام می­پذیرفت و ضربات وارد شده می­بایست حساب شده باشد وگرنه محصول در همان مراحل ابتدایی از بین می­رفت. برای مثال جهت مضرس نمودن لبه­ی پیکان­ها می­بایست با زاویه­ای متفاوت نسبت به عملیات شکل دهی سنگ­ها به آن ضربه وارد کرد و برای تیز کردن نوک پیکان­ها از جهت دیگری باید  ضربه را  بر سنگ وارد کرد.

با کشف مس در حدود هزاره پنجم پیش از میلاد و قلع پس از آن، و همچنین پی بردن به قابلیت ترکیب این دو فلز، توليد فلز مقاوم­تری به نام مفرغ پديد آمد. «نمونه­های قدیمی پیکان­های مفرغی که با تکنیک قالب ریزی تولید و از دو قسمت تیغه و زبانه تشکیل می­شد؛ از طبقه c ІІІ  تپه حصار دامغان (اوائل هزاره دوم پ.م)به دست آمد. شکل پیکان­ها در این زمان چهار برش جت مانند، چهار پر و ساده بود. بهترین نمونه­های انواع پیکان در این دوره در حفاری­های مارلیک، خوروین، سگزآباد، قیطریه، سیلک، حسنلو، لرستان و چغازنبیل به دست آمده است.»(طلایی،1374: 100)

گه­گاهی نقش تیر را در برخی از نقش برجسته­ها، سنگ نگاره­ها و مهرها می­یابیم. چنان که در سنگ نگاره­ي سرپل ذهاب، نقش تیر وکمان را در دست شاه آنوبانی نی مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد می بینیم. (گیرشمن، 1349: 41) و همچنین نقوش تیر و کمان بر روی مهرها در اواسط هزاره سوم پ. م نیز آمده است. (دیاکونف،1351: 137)

آهن در اوائل هزاره اول پیش از میلاد کشف شد و از آن پس در کنار مفرغ برای ساخت پیکان قرار گرفت. شکل بسیاری از پیکان­های اواخر هزاره دوم پیش از میلاد نیز در هزاره اول تکرار شد.تنهادر این زمان بودکه شکل جدیدی از پیکان موسوم به سه پره تولید شد.این نوع در محوطه­هایی باستانی چون: حسنلو، زیویه، باباجان، املش، سگزآباد، زندان سلیمان و تخت جمشید به دست آمد. نوع چهارپر نیز که برش مربع دارند و دارای زبانه درازی هستند، در محل­هایی چون: تالش، دیلمان، مارلیک، املش، خوروین، قبرستان سیلکB و زیویه کشف گردیدند. قدمت آن­ها در شمال به اواخر هزاره دوم و درغرب و جنوب ایران به قرون 7و8 پ.م بازمی­گردد. (طلایی، 1374: 103)

IMG_2

سرپیکان­های دوران اسلامی واصلاحاتی درخصوص تیر

همانطوری که گفته شد پیکان، سر تیر و نیزه می­باشد. پیکان یا مرگ پران (فخرمدبر،1374: 242) را در عربی نصل گویند. (زمخشری،1342: ذیل واژه) و دوره اسلامی نیز از مفرغ،آهن، پولادآبدیده، استخوان وگاهی طلا ساخته می­شد. این پیکان­ها به اشکال دوکی، دراز، پهن، دوشاخه، یا مقراضه وسه شاخه بود. پیکانهای ماهی پشت وغلوله(گلوله؟)علیه زره،کلک که از جنس پولاد آبدیده بود برای خودهای پولادی ونیز برگ بید،سپاناخی،تتماجی،بط پای و پیکان­های سه سوی جهت انواع برگستوان خفتان وبغلتان تهیه می شد. پیکان بیلک یا یک انداز، برای شکار پرندگان به کار می رفت. (فخر مدبر، 1374: 242-248) همچنین پیکانی منسوب به سلطان مودودبن مسعود غزنوی (حک422-441ه.ق) بانام مودودی ساخته می شد که جنس آن از طلا بود. (همو،242؛نیکوله،1988م:2/610) تیر خاکی (دهخدا، 1359:ذیل واژه) دندان گوساله (خلف تبریزی،1362:ذیل واژه) و پیکان تموک که در گرجستان ساخته می­شد و به آسانی از گوشت و بدن بیرون کشیده نمی­شد. (اسدی طوسی، 1336: ذیل واژه) پیکان هندوی نیز از استخوان و شاخ ساخته می شد و نوع چرب آن زهرناک بود.(فخرمدبر،1374 :242) تیربدون پیکان را تخمار یاتکمار می­نامند. قسمتی که پیکان به چوب محکم می­شود را «تلو» (خلف تبریزی، 1362:ذیل واژه) و اعراب مملوک (حک14م) «تلی» می­گفتند. (نیکوله، 1988م:2/ 605)

چوب تیر یا کلک (افشار،1347: 79) را به عربی قدح می­گویند. (زمخشری، 1342:ذیل واژه) در فرارود، خراسان و عراق از جنس چوب سخت خدنگ در قرون دهم تا سیزدهم میلادی تیر ساخته می شد.( نیکوله،1988م:2/ 605؛ فخرمدبر،1374: 242)از چوب بید ونی هم به جهت ساخت تیر استفاده می­کردند. (همو،244) تیرهای کوتاه سلجوقیان را در قرن دهم میلادی «مراسیل» وتیرهای وزین از جنس خیزران اعراب واقوام شمال آفریقا را در قرن هفتم میلادی«نَبل» می نامیدند. (نیکوله،1988م:2/ 610و612)

«شلیط»تیریست باریک که درآندلس قرن چهاردهم میلادی برای شکار و همچنین سوراخ کردن سپر ودرقه ها کاربرد داشت.(همو،2/ 621)

پر را به جهت حرکت مستقیم تیر، در انتهای چوب و به اندازه یک قبضه (دست مشت شده) می­بستندکه از دم کرکس، عقاب، شاهین، لک لک، خروس و پرندگان دیگر تهیه می­شد.(فخرمدبر،1374: 244) ایوبیان در قرن ششم میلادی پرهای تیر را «مرشیه» می­نامیدند. (نیکوله، 1988م:2/ 610) تیر بی­پر و پیکان را «گز» می­گفتند که دوکی شکل بود، دو سرش باریک و میانه­اش ضخیم. (معین، 1371: ذیل واژه)

«سوفار»دهان تیر است یعنی جایی که در چله کمان قرار می­گیرد.این بخش از تیر را به عربی«فوق»می گویند.(زمخشری،1342:ذیل واژه)سوفار از جانب بُن چوب تعبیه می شود.(فخرمدبر،1374 :244)درچاچ (حدودالعالم، 1340: 116)، خوارزم (مقدسی،1385 :325) و همچنین یثرب و بلاد که دو قریه­اند در حجرالیمامه عربستان، تیرهای خوبی ساخته می شد.(شكري آلوسی،1314ق :2/ 65)در دوران اسلامی گاهی بر روی تیر دعای «یاسلخوثا» را می­نوشتند.(افشار،1347 :80)

در مخزن گنجینه میراث فرهنگی(ساری) تعدادی سر پیکان از نوع سنگی،مفرغی وآهنی نگهداری می شود.این نمونه ها بیشتر از حفاران غیر مجاز وبه ندرت از حفاریهای علمی به دست آمده است.

پیکان­های سنگی به دو رنگ سفید وخاکستری است و جنس آن­ها ازنوع سنگ فلینت flint stone وفرم آنها به شکل عدد۵است.زبانه پیکانهای سنگی رادریک نگاه به دو شکل کشیده وکوتاه می توان تقسیم کرد.انتهای پیکانها قطرکمی دارد،تا به راحتی درشکاف چوب تیر قرار گیرد وبا تسمه ای احتمالاًچرمی یا روده تابیده شده ویا رشته ابریشمی محکم شود.در گذشته برای کسب نتیجه بهتر از صمغ نیز برای چسباندن پیکان به چوب بهره می جستند.چون طول تیغه پیکان کم وفاصله چوب تیر تانوک پیکان کم بود،درنتیجه تیر به راحتی در هدف فرو نمی رفت.به نظر می رسد این امر سبب می شد تا شکارچی برای کسب موفقیت بهتر،کمان را بیشتر بکشد.صنعت­گر در لبه­ی برخی از پیکان­ها به صورت مضرس دندانه هایی ایجاد می­کرد تاتیغه برنده­تر شود واز طرفی، به راحتی از تن هدف خارج نشود. قدمت پیکان­های سنگی فوق احتمالا به هزاره دوم پ.م می­رسد. پیکان­های مفرغی را می­توان از نظر محل اتصال آن­ها به چوب به دو دسته تقسیم کرد:

الف) نوعی که زبانه به داخل چوب فرو می رود.

ب) نوعی که چوب داخل لوله انتهای پیکان جای می گیرد.

انسان با تجربه­ای که از پیکان­های سنگی به دست آورده بود، برای این که بُن چوب تیر مانع از فرو رفتن پیکان به هدف نشود، تیغه پیکان­های مفرغی را درازتر وکشیده­تر می­ساخت.این پیکان­ها در برخورد با هدف یا مانع، براثر فشار زبانه پیکان، چوب تیر شکافته می­شد و آن را می­شکست و کاربری آن را برای دفعات بعدی غیر ممکن می ساخت.از سویی این پیکان­ها از نوع دیگر وزن بیشتری داشت و در نتیجه برد کمتری را دارا بود و تیرانداز می­بایست نیروی بیشتری را صرف پراندن آن نماید. پیکان نوع «ب»با توجه به ساختارش بیشتر در هدف فرو می رفت وکارآیی ودوام بیشتری داشت.دریک نمونه نیز سوراخی بر لوله انتهای پیکان جهت کوبیدن میخ به چوب تیر تعبیه کرده­اند.

تیغه­ی پیکان­ها را می­توان به اشکال؛فلش،برگی، سروی، جت مانند وسه پره تقسیم کرد .به غیر از پیکان سه پره؛ انواع دیگر دارای برجستگی میانی جهت استحکام بخشیدن به تیغه هستند. قدمت سرپیکان­های مفرغی این گنجینه متعلق به اواخر هزاره دوم واوایل هزاره اول پیش از میلاد است. پیکان­های آهنی گنجینه از دو قسمت تیغه و زبانه تشکیل شده است وپره آن به شکل جت است.این سر تیرها نیز دارای برجستگی میانی هستند.بر روی این پیکان­ها خطوط تزیینی هفت و هشت نقر شده است. قدمت این اشیاءبه هزاره اول پ.م می­رسد.

نتیجه

پیکان وسر تیر در طول زمان به نسبت پیشرفت تمدن،از جهات جنس،شکل وکارکرد،دچار تحولات شده است.مازندران از سرزمینهای کهنی است که سر پیکانهایی با شکل وجنس مختلف تاکنون در آن کشف شده است که قابلیت مطالعه درباره ماهیت وجنس وکابرد آن وجود دارد.

کتابنامه

الف)فارسی

1)اسدی طوسی. 1336. لغت فرس. به کوشش محمد دبیرسیاقی .تهران. انتشارات کتابخانه طهوری

2)اعتمادالسلطنه، محمدحسن. 1371. تاریخ اشکانیان. به کوشش نعمت احمدی. تهران. انتشارات اطلس

3)افشار، ایرج. 1347.«رساله کمانداری». تهران. دوماهنامه بررسی­های تاریخی. شماره 14. سال سوم

4)حدودالعالم من المشرق و المغرب.1340. به کوشش منوچهر ستوده. تهران. انتشارات دانشگاه تهران

5)خلف تبریزی، بن محمدحسین.1362 . برهان قاطع. به کوشش محمد معین. تهران. انتشارات امیرکبیر

6)خیام نیشابوری، عمر بن ابراهیم. 1357. نوروزنامه. به کوشش علی حصوری. تهران. انتشارات کتابخانه طهوری

7)دهخدا، علی اکبر.1359. لغت نامه. زیر نظر محمد معین. تهران.

8)دیاکونوف، ایگور میخاییلوویچ.1351. اشکانیان. ترجمه کریم کشاورز. تهران. انتشارات پیام

9)رامپوری، غیاث الدین محمد. 1375.غیاث اللغات. به کوشش منصورثروت. تهران. انتشارات امیرکبیر

10)زمخشری، ابوالقاسم محمود بن عمر.1342. مقدمه الادب. تهران. انتشارات دانشگاه تهران

11)شكري آلوسي، محمود. 1314ق. بلوغ الارب في معرفه الاحوال العرب. بيروت. چاپ محمد بهجت اثيري.

12) طلایی،حسن.1374.باستان شناسی هزاره اول ق م. تهران. انتشارات سمت

13)فخرمدبر، محمد بن منصور. 1374.آداب الحرب و الشجاعه. تصحیح احمد سهیلی خوانساری .تهران. شرکت نسبی اقبال و شرکاء

14)گیرشمن، رمان. 1349. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمد معین. تهران. بنگاه ترجمه و نشرکتاب

15)معین، محمد.1371. فرهنگ معین. تهران. انتشارات امیرکبیر

16)مقدسي، ابوعبدالله محمدبن احمد. 1385. احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم. ترجمه علي نقي منزوي. تهران. انتشارات كومش.

14)ملک شهمیرزادی،صادق.1378.ایران در پیش از تاریخ. تهران. انتشارات معاونت پژوهشی سازمان میراث فرهنگی کشور

ب)انگلیسی

1)Bartholomae Christian,A ltiranisehes Worterbuch,Berlin ,1961

2)Mackenzie d.n,Aeoncise Pahlavi Dictionary,London, 1971

3)Nicolle david,Arms and armour of the clusading era, 1050-2,new York,1988

Both comments and pings are currently closed.