نگاهی نو به دانشمند تبرستان، علی بن ربن طبری، مسیحی مسلمان شده در سده سوم هجری

سه شنبه, مارس 8, 2011 23:18
ارسال شده در قسمت : تاریخ
raban

raban

نگاهی نو به دانشمند تبرستان، علی بن ربن طبری، مسیحی مسلمان شده در سده سوم هجری

دکترمصطفی معلمی[1]

چکیده:

احیای هویت تاریخی ، فرهنگی یک ملت ویا واحد های کوچکتر درون یک ملت (خرده فرهنگها)موجب ایجاد خودباوری در میان نیروهای جوان فکری خواهد بود. بازشناسی فرهیختگان دانشمند سده های گذشته نه تنها ارزش تاریخی دارد بلکه ابزار مهمی در جهت احیای دانش پژوهی و بهروری عملی خواهد بود. در این راستا نگاهی تازه به یکی از شخصیت های علمی وفرهنگی جهان اسلام انداخته خواهد شد که اهل تبرستان بوده وبه تبرستانی بودنش افتخار می کرده است.

واژگان کلیدی: علی بن ربن طبری، فردوس الحکمه، الدین والدوله ،تبرستان

****این مقاله در فصلنامه پژوهشی «استاره سو»پیش شماره دوم -زمستان 1389به چاپ رسیده است.استفاده پژوهشگران ودانشجویان با ذکر منبع بلامانع است.هرگونه استفاده نابجا پیگرد قانونی دارد.

مقدمه

در آسمان دانش بشری ستاره های بی شماری می درخشند که فروغ هریک در شب ظلمانی جهل، کوکب هدایتی برای جویندگان راه مقصود است. یکی از این بی شمار ستارگان، از دیاریست :

که در بوستانش همیشه گلست

بکوه اندرون لاله وسنبلست

او ابوالحسن علی بن ربن طبری است که به گواه سرآمدان دانش وبینش،سرآمد اقران بوده است[2]. او را طبیب، حکیم وادیبی ماهر خوانده اند که، آثار مکتوب برجای مانده از وی  می تواند محک صدقی بر گفته پیشینیان گردد.در راستای پژوهش در تاریخ وفرهنگ کهن بوم مازندران، این رادمرد دانش وفرهنگ که در خاک مازندران بالید ودر هوای خوشگوار آن پرورش یافت معرفی شده وبه نکاتی چند از زندگانی وآثارش اشاره خواهد شد که آنان که آثار وی را به زیور طبع آراسته اند ویا درباره او زبان خامه بر صفحات دانش لغزانده اند توجهی به آن ننموده اند ویا از آن غافل مانده اند.

شرح حال ابن ربن در منابع

صرف نظر از خود علی بن ربن طبری که در دو کتاب «فردوس الحکمه» و «الدین والدوله» دانستنی هایی درباره خود وخانواده اش در اختیار ما قرار داده، نخستین کسی که از وی در آثار خویش یاد کرده هموطن پرکار او محمد بن جریر طبری(د:310ق) بوده است. (طبری،1403ق: 7/287،288،292،297) طبری در شرح حوادث دوره زمامداری مازیار بن قارن( مقت:225ق) بر مازندران، از فردی به نام علی بن ربن طبری کاتب نصرانی یاد کرده که مازیار برای مذاکره با مخالفانش از او مدد می گرفته است. طبری نه تنها اخباری درباره ابن ربن از راویان شنیده بلکه محضر وی را نیز درک کرده است.او کتاب فردوس الحکمه را نزد وی فراگرفته  وبه آن افتخار می کرده است. این مطلب را در گفتگویی با شاگردش قاضی ابوبکراحمد بن کامل شجری(د: 350ق) بیان داشته که یاقوت(د:626ق) در معجم الأدباء آورده است.(حموی،1411ق :5/246،273)ادوارد براون از محققان معاصر که درباره ابن ربن طبری تحقیق کرده به استفاده محمد بن جریر طبری از کتاب فردوس الحکمه اشاره کرده است.( 1343ش:73) ولی آلفونس مینگانا[3](د: 1937م) تصریح کرده که در معجم الأدبای یاقوت حموی سخنی درباره ابن ربن نیافته است.( mingana,p. xiii.)

ابن ندیم(د:438ق)،ابن قفطی(د:646ق)ودیگران پس از طبری درباره وی سخن گفته اند ولی داده های ابن ندیم درباره وی اندکست تا آن جا که از ذکرکتاب بسیار مهم « الدین والدوله» غافل مانده وسخنان ابن قفطی نیز نشان می دهد که اصلا این کتاب را ندیده تا دریابد، ابن ربن پیش از تشرف به اسلام نه یهودی بلکه مسیحی بوده است. (ابن ندیم،1350ش:354؛ابن قفطی،1903م:187)برخی از تراجم نویسان تنها از روی نام ابن ربن خواسته اند دین وی پیش از اسلام را معلوم کنند[4](ابن ابی اصیبعه،بی تا:414) درحالی که او خود در فردوس الحکمه وجه نامگذاری پدرش به ربن را به روشنی بیان کرده است. (1928م:1)به هر روی مهمترین منبع درباره شرح حال او همان دو کتاب یاد شده است.نگارنده درتلاش برای یافتن مطلبی تازه در میان منابع کهن موفق به رسیدن به دو خبر از ابن ربن شده است. نخستین خبر از کتاب عقد الفرید نگاشته ابن عبد ربه اندلسی(د:328ق) است. وی به نقل از ابراهیم بن محمد(أحمد) شیبانی کاتب[5] آورده است :« ولستُ أجد لحُسن الحظ حدًا أقف عليه أكثرَ من قول عليّ بن رَبَن، النصراني الكاتب، فإني سألته واستوصفتُه الخَطّ، فقال: أعلّمك الخطِّ في كلمة واحده، فقلت له: تَفَضَل بذلك فقال: لا تكتبْ حَرْفاً حتى تَسْتَفرغَ مجهودَك في كتابة الحَرْف، وتَجْعَل في نفسك إنك تَكْتب غيرَه حتى تَعْجِزَ عنه، ثم تنتقل، إلى ما بعده. وإياك والنَقْط والشَّكْل في كتابك إلا أن تمر بالحَرْف المُعضِل الذي تعلم أنّ المكتوبَ إليه يَعْجِز عن استخراجه فإني سمعتُ سعيدَ بن حُميد بن عبد الحميد، الكاتب[6] يقول: لأن يُشْكِل الحرفُ عن القارىء أحبُّ إليَ من أن يُعابَ الكتاب بالشَكل»[7].(1407ق:4/255)این عبارات جایگاه ابن ربن را در میان کاتبان وخطاطان به خوبی روشن می سازد ونشان می دهد تمجید ابن اسفندیار از وی بی دلیل نبوده است.خبر دوم از کتاب اللطف واللطائف نگاشته ثعالبی نیشابوری (د:429ق) است. وی در باب هفتم پیرامون لطائف فلاسفه وأطباء آورده است : «علي بن ربن الطبري كان يقول: عليك بأربعه واجتنب ثلاثه؛ عليك بالدسم والحلاوه والحمام والطيب، واجتنب ثلاثه: الغبار والدخان والنتن.وكان يقول: الطبيب الجاهل مستحث الموت»[8].(2002م:10)ناگفته پیداست ابن ربن در اذهان فرهیختگان سده های بعد اعتبار ویژه ای داشته است.

منابع،کتابهای متعددی را جزء تالیفات وی برشمرده اند که از این قرارند:فردوس الحکمه،الامثال،بحر الفوائد،تحفه الملوک،حفظ الصحه،إرفاق الحیاه،کناش الحضره، منافع الاطعمه والأشربه والعقاقیر[9].(ابن ابی اصیبعه،بی تا:414)عجیب آن که هیچ یک از منابع کهن تا آنجا که نگارنده تتبع کرده نامی از کتاب الدین والدوله به میان نیاورده اند. کتابی نیزبه نام« الرد علی أصناف النصاری» به رشته تحریر در آورده بود که در الدین والدوله به آن اشاره کرده است ولی از این کتاب نیز درمنابع کهن نامی به میان نیامده است.(ابن ربن ،1393ق:154). الدین والدوله به کوشش «مینگانا» به سال 1922 میلادی از روی یک نسخه منحصر به فرد که در سال 616 هجری استنساخ شده بود، به چاپ رسید و سال بعد، وی ترجمه انگلیسی آن را نیز منتشر کرد. چنان که سمیر خلیل(تو:1938م) نوشته است چاپ این اثر پیامدهایی را در پی داشته است. دو راهب یسوعی به نامهای« پل پیترز[10](د:1950م) و موریس بویجز[11]»(د:1951م) به ترتیب در سالهای 1924 و1925 میلادی با نوشتن مقالاتی اصالت نسخه را زیر سوال برده و مدعی جعلی بودن آن شدند.( Khalil Samir SJ, p.27)استحکام مباحث و استدلالات ابن ربن طبری چنان قوی بود که کسی از عیسویان قادر به پاسخگویی به آن نبود ودر نتیجه به جای پاسخ، چاره ای جز انکار اصالت این اثر ندیدند! شگفت این که«بویجز»خود چند سال بعد در استانبول نسخه ای از کتاب ویا رساله الرد علی النصاری نوشته ابن ربن را یافته وبه چاپ رسانده است اما همچنان بر جعلی بودن الدین والدوله اعتقاد داشته است (ibid.p.28) واین در حالی بود که ابن ربن در الدین والدوله به نگارش رساله مذکور تصریح کرده بوده است.بنا به گفته مینگانا «الدین والدوله» در نوع خود از کهن ترین کتابهایی به شمار می رود که یک مسیحی نومسلمان نگاشته است. (mingana,p.viii )با آن که چاپ این کتاب انتقادات شدیدی را متوجه وی ساخت ولی او خود تلاش کرده بود تا نشان دهد ابن ربن این کتاب را به دستورخلیفه عباسی نوشته ودر واقع نوعی اجبار وتحمیل در کار تالیف وجود داشته است.(.ibid.p.iii,v )افزون بر این ادعا کرده که حتی برخی عبارات به ابن ربن دیکته شده است!( ibid.p.v.)

فردوس الحکمه نیز نخستین بار توسط محمد زیبر الصدیقی به سال 1928 میلادی به چاپ رسید. وی مقدمه ممتعی بر این چاپ نگاشت که، انصافا تلاش بسیاری نمود تا اهمیت ابن ربن واثرش را به خوبی نمایان سازد.وی در تصحیح آن از پنج نسخه بهره برده که همین امر موجب غنای هرچه بیشتر کار گردیده است.ظاهراً ادوارد براون نخستین کسی بود که در قرن بیستم میلادی فردوس الحکمه را معرفی کرده است.(1343ش:73،69) البته پیش از وی فردی به نام«اجمل خان» نسخه ای از آن را در فهرست کتابخانه رامپور در هند به سال 1902 میلادی یاد کرده بوده است ولی گویا تنها نسخه را معرفی کرده ودرباره محتوای آن ومؤلفش چنان که باید اطلاعات نداده است.(ابن ربن ،1928م:30 )

ابن ربن از زبان خودش

ابن ربن در خانواده ای مسیحی زاده شد که پدر خانواده از دانشمندان برجسته زمان خویش به شمار می رفته است.(ابن ربن ،1393ق:154) عموی او نیز از علمای دین نصارا بوده که به گواه ابن ربن در ممالک عراق وخراسان نام او شهره آفاق بوده است.(همو،189) چنان که خود بیان داشته از دوران طفولیت تحت تربیت پدر قرار گرفت و بر علوم مختلفی چون طب، فلسفه، هندسه والهیات مسیحی آگاه شد وافزون براین به زبانهای پارسی، تازی، عبری،هندی وسریانی واندکی یونانی تسلط یافت[12]. از آن جا که دوران دانش اندوزی را در تبرستان سپری کرده این امر نشان می دهد که این ناحیه از ظرفیت های آموزشی بسیار بالایی برخوردار بوده که چنین دانشمندان برجسته ای دوران طفولیت وصباوت ونوجوانی را که طلایی ترین دوران عمر برای یادگیریست دراین ناحیه گذرانده اند.

چنان که گذشت وی در بزرگسالی به خدمت اسپهبدان تبرستان درآمد ودر سازمان اداری آنان به شغل کتابت منصوب شد.(طبری،1403ق:7/287 ؛ابن ربن ،1928م:2) او در مقدمه فردوس آورده که مواد اولیه برای نگارش این کتاب را هنگامی گردآورده که به شغل کتابت پادشاه سرزمینش اشتغال داشته و اوقات فراغت را به جای استراحت به گردآوری مطالب این کتاب گذرانده است. (همان) ازاین سخن می توان به این نکته رهنمون شد که در تبرستان ِقرن دوم هجری امکان دسترسی به کتب طب، فلسفه وهندسه وجود داشته است.

از آن جا که گرایش اهالی تبرستان به اسلام روندی آهسته ولی پیوسته داشته، مباحثات ومجادلات علمی فراوانی درباره حقانیت ادیان در این ناحیه رواج یافته و ذهن علی بن ربن نیز به این امر مشغول بوده است. چنان که خود در «الدین والدوله» آورده وپیش از پیوستن به اسلام ونیزعمویش ودیگر نصارا ،در بحث چیرگی اسلام در اندک زمانی بر مناطق وسیعی از جهان،بر این باور بوده اند که این امر دلیل حقانیت اسلام نیست وچیرگی امری مشترک میان اقوام وملل مختلف است که گاهی ممکن وگاهی ناممکن می شود[13].(ابن ربن ،1393ق:108)به هر روی این مسأله نشان می دهد که پذیرش اسلام در این ناحیه با مباحثات ومناظرات واستدلالات همراه بوده ودلیل تاخیر پذیرش اسلام در این ناحیه نه روحیه بیگانه ستیزی بلکه آزاداندیشی بوده است.

پس از شورش مازیار بر ضد حکومت عباسی وإعمال قساوت های بسیار از جانب وی در حق مسلمانان تبرستان و متعاقب آن سرکوبی وی به دست خویشاوندش کوهیار و نیزسپاه معتصم خلیفه عباسی به سال 225هجری، علی بن ربن مجبور به ترک تبرستان شد.(طبری،1403ق:7/292-297) معتصم(حک:217-227ق) او را به خدمت گرفت وکار کتابت در دیوان انشاء علی رغم میلش به وی داده شد.(ابن ربن ،1928م:2) گویا همین عدم تمایل موجب شده تا مکتوبات او در دیوان خلیفه عباسی لطافت و فصاحت وبلاغت گذشته را نداشته باشد.همین مسئله موجبات اعتراض وتعجّب نزدیکان خلیفه را برانگیخت.(ابن اسفندیار،1366ش:91)

ابن ربن همچنان در دستگاه خلافت عباسیان در سامراء بود تا آن که خلافت پس از معتصم به سال 227هجری به هارون الواثق بالله وپس از او به سال 232هجری به جعفر المتوکل علی الله رسید. گویا منزلت ابن ربن در این زمان رفعت یافت وبه حلقه نزدیکان خلیفه وارد شد. او در دوره خلافت متوکل مسلمان شد وافزون براین کتابی در اثبات پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه وآله نگاشت تا حجّت را بر هم کیشان پیشین خویش تمام کند وبگوید که از روی دلیل وبرهان به آغوش اسلام خرامیده است. گرچه او کتاب را به نام خلیفه موشَّح گردانیده ومنت پذیر او گشته ولی نباید از نظر دور داشت که ابن ربن به هنگام خلافت متوکل حداقل شصت بهار را پست سر گذاشته وخرمنی از دانش های مختلف علمی را در مرغزار اندیشه اش گرد کرده بود.او نیازی به علم خلیفه ی میان سال نداشت که حداکثر سی واندی زمستان را سپری کرده بود.عبارات ابن ربن نیز گویای این نکته است که متوکل مشوق وی در پذیرش اسلام بوده ولی بخش تفکر وتعقل بر عهده خود او و هدایتش به فضل الهی بوده است.برابر نظر برخی از تراجم نویسان «علی بن ربن»حوالی  سال 260 هجری چشم از جهان فروبست.(بغدادی،1951م:1/669)

ابن ربن از منظری دیگر

با آن که ابن ربن سالها به کیش نصرانیت، میان مسلمانان آن هم در جایگاه دولتی ومهم می زیسته است، ولی نام مسیحی وی دانسته نیست. نه خود او ونه هموطن معاصر وشاگردش ابن جریر طبری به نام پیش از مسلمانی وی اشاره نکرده اند، در حالی که  بسیار طبیعی می بود اگر نام مسیحی وی دانسته می شد.نکته دیگری که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت انتخاب نام علی وکنیه ابوالحسن برای دانشمند محترمی چون اوست. مشهور ومستند است که متوکل عباسی دشمنی وکینه ای مثال زدنی نسبت به علی بن ابی طالب علیهماالسلام وشیعیان داشته وهمین امر نیز پسرش منتصر را بر آن داشت تا در کنار دیگر انگیزه های شخصی اش دست به کشتن متوکل زند! [14] (ابن اثیر،1385ق:7/55؛ذهبی،1407ق:17/18)حال برای نگارنده جای تعجب است که چگونه این مسیحی تازه مسلمان شده آن هم با همّت وتشویق متوکل عباسی، نام علی وکنیه ابوالحسن برای خود انتخاب کرده است![15]البته برخی منابع آورده اند که وی در زمان معتصم عباسی به اسلام گروید.(ابن ندیم،1350ش:354) که در این صورت جای تعجب نخواهد بود چراکه گرایش ظاهری مأمون، معتصم والواثق به علی علیه السلام معروف بوده است.

نکته ی دیگر این که با آن که ابن ربن در کتاب الدین والدوله در صدد پرداختن به اختلافات مسلمانان پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه وآله نبوده ولی در بحث درباره عظمت شخصیت اصحاب ویا حواریون آن حضرت صلوات الله علیه وآله به اموری اشاره کرده که بسیار عجیب به نظر می رسد.

نخست آن که، جمله معروف ومستند خلیفه اول ابوبکر را نقل کرده مبنی بر این که بیعت با او امری ناگهانی وبدون مشورت قبلی(فلته) صورت پذیرفته است![16] (ابن ربن ،1393ق:115)

دوم آن که دیگر جمله ی معروف خلیفه اول مبنی بر طلب إقاله(أقیلونی! أقیلونی!)بیعت را نیز نقل کرده است![17]

سوم آن که اعتراف خلیفه ی اول را مبنی بر این که عمر او را در کار خلافت افکنده نیز نقل کرده است![18](همو،116)

چهارم آن که در عین اشاره به خوبیهای عمر، خشونت شخصیت وی را نیز نشان داده است![19](همان)

پنجم آن که در این بخش مورد اشاره، از خوبیهای خلیفه سوم هیچ سخن نگفته بلکه به عمر بن عبدالعزیز وعبدالله بن عمر اشاره کرده که این خود جای سوال است که چرا از عثمان یکی از خلفای راشدین سخن نگفته است ؟!گویا که به باور او وی فاقد آن بوده است!

ابن ربن با بیان این امور اثبات کرده که از وقایع صدر اسلام با خبر بوده وناآگاهانه به این کیش نگرویده است.از سوی دیگر نشان داده که مشی کلی عباسیان ویا گرایش های ضد علوی آنان تاثیری در وی نداشته و او با آزادمنشی از علی وفاطمه علیهماالسلام سخن به میان آورده است. (همو،119) در حالی که مخدوم وی متوکل عباسی نه تنها ارادتی به آن حضرات علیهماالسلام نداشته بلکه وقیحانه آنان را مسخره کرده و فرزندانشان را به خاک وخون می کشیده و حتی قبر حسین بن علی علیهماالسلام را تخریب کرده وشخم زده است!

به نظر می رسد وجاهت علمی ومناعت طبع ابن ربن طبری مانع از تعرض عباسیان به وی می شده ونیاز آنان به این شخصیت معروف وی را از گزند آنان محفوظ نگاه می داشته است.

غم غربت (Nostalgia) در نهاد ابن ربن طبری

نکته دیگر درباره علی بن ربن،اشتیاق زائدالوصف وی به تبرستان است که در خلال دو اثر بر جای مانده از او به خوبی نمایان است.کمتر مؤلفی را می توان یافت که در کتابی که موضوعش چندان ارتباط مستقیمی با وطن مألوفش نداشته این قدر به مثل ابن ربن از وطنش یاد کرده باشد![20] ابن ربن اساساً عدم اشتیاق خویش به ترک وطن مألوف را در مقدمه فردوس الحکمه با عباراتی شیوا بیان کرده است:«…عَرَض لی حَادِثٌ مِن الدَّهرِ أزعَجَنی عن بَلَدی…»[21]. او در این کتاب به مناسبت های مختلف زادگاه و وطن محبوبش را یاد کرده، گویا که جایی غیر از تبرستان نمی شناسد!حتی در الدین والدوله نیز به دنبال فرصتی بوده تا از تبرستان یاد کند وچنین نیز کرده است! (ابن ربن ،1393ق:136)

این روحیه الگویی برای آن نخبگانی خواهد بود که پس از رشد وبالندگی در دامان مام میهن دل به بیگانه سپرده و یاد ونامی از وطن خویش نمی کنند!علی بن ربن طبری نمونه یک وطن دوست سپاسگزار است که نام سرزمین مادریش را برای همیشه سرافراز ساخت. او در سرزمینی به دنیا آمد که پیروان ادیان الهی آزادانه در کنار یکدیگر می زیستند[22] واز بحث ومباحثه واهمه ای نداشتند واو پیوسته با یاد این سرزمین گویی میان اقران خویش به تبرستانی بودنش مباهات می کرده است!افسوس که تبرستان امروز هویت تاریخی خویش را در هزارتوی حملات بیگانگان بدسگال گم کرده ونمی داند که این سرزمین نسیان زده روزی مهد علم،دانش،فرهنگ وهنر بوده است! نگارنده به مدد الهی در مجالی دیگر شرح درد هویت پاره پاره شده این کهن زادبوم را بر زبان خامه جاری خواهد ساخت،بمنه وکرمه.

نتیجه:

ابن ربن طبری فرهیخته ای روشن ضمیر بوده که با وجود عظمت شخصیت و دانش پردامنه اش به درستی در میان ایرانیان معاصر عموما و طبرستانی ها خصوصا شناخته نشده است. با آن که مقدم بر زکریای رازی و ابن سینا بوده ونیز با آن که یک مسیحی مسلمان شده بود ولی حق وی چنان که شایسته اش بود ادا نشده است. او از این که بگوید طبرستانی است هیچ إبایی نداشت بلکه به آن افتخار می کرده است. کتاب الدین والدوله او سزاوار توجه بیشتر است چراکه امروزه در میان نسل جوان نسبت به سستی بنیان های فکری مسیحیت ویهودیت ناآگاهی وجود دارد. رجوع به این کتاب ویا کتاب های همسان می تواند همه از جنبه تقویت هویت تاریخی وهم از جهت آگاهی بر ضعف معرفتی ادیان تحریف شده بسیار مفید واقع گردد.نگارش این کتاب به نام متوکل عباسی نباید ما شیعیان را به فاصله گرفتن از این کتاب وا دارد.

کتابنامه

الف)فارسی وعربی

1- إبن أبی أصیبعه،موفق‌الدين‌ ابوالعباس‌ احمد بن‌ قاسم‌ سعدي‌ خزرجى‌.بی تا.عیون الأنباء فی طبقات الأطباء.تحقیق نزار رضا.بیروت:دار مکتبه الحیاه

2- إبن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله بن محمد بن الحسین.1378ق.شرح نهج البلاغه.تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم.بیروت:دارإحیاءالترات العربی

3- إبن أثیر، عزالدین ابی الحسن.1385ق.الکامل فی التاریخ.بیروت: دارصادر

4- إبن اسفندیار،بهاء الدین محمدبن حسن. 1366ش.تاریخ طبرستان،تصحیح عباس اقبال.تهران:انتشارات کلاله خاور

5- ابن بهلول، حسن. 1408ق.کتاب الدلائل، تحقیق یوسف حبی. کویت:المنظمهالعربیه للتربیه والثقافه والعلوم.

6- إبن ربن طبری،ابوالحسن علی. 1393ق.الدین والدوله.تحقیق عادل نویهض.بیروت. دارالآفاق الجدیده

7- _____________. 1928م.فردوس الحکمه.تحقیق وتصحیح محمد زبیر الصدیقی.برلین: نشرآفتاب

8- ابن عبد ربه اندلسی،احمد بن محمد.1407ق.عقد الفرید.تحقیق عبدالمجید الترحینی. بیروت: دارالکتب العلمیه

9- ابن قفطی،جمال الدین ابی الحسن. بی تا(افست از چاپ لایپزیک،1903م).تاریخ الحکماء.تصحیح ژول لیپر.بغداد:مکتبه المثنی

10- ابن ندیم،محمدبن اسحاق.1350ش.الفهرست.تحقیق رضا تجدد.تهران:مؤلف

11- ابوحیان التوحیدی، علی بن محمد بن عباس. بی تا.الإمتاع والمؤانسه،تصحیح أحمد أمین وأحمد الزین.قم:منشورات شریف رضی

12- البخاری، أبونصر .1413ق(افست از روی چاپ نجف،مطبعه حیدریه.1381ق). سرّ السلسله العلویه.تحقیق سید محمد صادق بحرالعلوم.قم: انتشارات شریف رضی

13- براون، ادوارد. 1343ش .طب اسلامی.ترجمه مسعود رجب نیا. تهران: بنگاه ترجمه ونشر کتاب

14- بغدادی،اسماعیل پاشا. بی تا (افست از چاپ استانبول،1951م).هدیه العارفین.بیروت:دار إحیاء التراث العربی

15- بیرونی،ابوریحان.1418ق(افست از چاپ حیدرآباد هند).تحقیق ما للهند من مقوله مقبوله فی العقل أو مرذوله.قم: انتشارات بیدار

16- ثعالبی نیشابوری،ابو منصور عبدالملک بن محمد. 2002م.اللطف واللطائف.تحقیق محمود عبدالله الجادر.بغداد:دانشکده ادبیات دانشگاه بغداد

17-  حموی، یاقوت .1411ق.إرشاد الأریب إلی معرفه الأدیب(معجم الأدباء).بیروت: دارالکتب العلمیه

18- ———- .1399ق.معجم البلدان.بیروت:دار إحیاءالتراث العربی

19- زرکلی،خیرالدین. 1980م.الاعلام. بیروت: دارالعلم للملایین

20- ذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد. 1407ق.تاریخ الاسلام. تحقیق عمر عبدالسلام تدمری.بیروت:دارالکتاب العربی

21- طبری، محمد بن جریر. 1403ق.تاریخ الرسل والملوک.بیروت:مؤسسة الأعلمی

ب)منابع لاتین

1-Khalil Samir, ALPHONSE MINGANA (1878-1937) and his contribution to early Christian-Muslim Studies, Selly Oak Colleges Birmingham B29 6LQ United Kingdom, 1990.

2-Mingana,Alphonse, The Book of Religion and Empire. A semi-official defence and exposition of Islam … by ‘Ali Tabari. Translated with a critical apparatus by A. Mingana.D.D. Manchester University Press, 1922.

[1] – عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری- گروه تاریخ

[2]- محمد بن زکریای رازی،ابوحیان توحیدی، ابوریحان بیرونی، یاقوت حموی، ابن القفطی، ابن ابی أصیبعة ودیگران از او به بزرگی یاد کرده اند.برخی از تراجم نویسان زکریای رازی را در سلک شاگردان ابن ربن برشمرده اند. ولی چنان که مصصح کتاب الدین والدوله یادآور شده این مطلب با واقعیات تاریخی ناسازگار است چراکه رازی متولد پس از 250 هجری قمریست وابن ربن حداکثر تا 260 هجری در قید حیات بوده است.اما مسلم است که رازی از کتاب فردوس الحکمة بهره بسیار برده است.ابوحیان توحیدی نیز در الامتاع والمؤانسة از برزگی ابن ربن در علم طب سخن گفته است.( بی تا:1/58). ابوریحان بیرونی نیز در تحقیق ماللهند از او نام برده است،(1418ق : 321).یاقوت از او به حکیم فاضل وعالم به حکمت،أدب وطب یادنموده است،(حموی ،1399ق: 2/476؛ 4/16)

[3]-  Alphonse Mingana

[4]- از میان آثار یاد شده تنها چهار اثر(فردوس الحکمة، الدین والدولة ،الردعلی النصاری وحفظ الصحة) برجای مانده که از میان این چهار اثر نیز حفظ الصحة همچنان به صورت نسخه خطی باقی مانده وبه زیور طبع آراسته نشده است.نک: مقدمه فردوس الحکمة به قلم محمد زبیر الصدیقی. ونیز نک: Ignace-’Abdo KHALIFE and Wilhelm KUTSCH, Ar-Radd ‘ala n-Nasara de ‘Ali al-Tabari, in Mélanges de I’Umversité Saint-Joseph 36 (1959) 113-48.

به نقل از:Khalil samir, p 28.

[5] – ابراهیم بن محمد شیبانی متولد 223 هجری ومتوفای 298 هجریست که در حکومت اغلبیان وفاطمیین به کتابت اشتغال داشته است.(زرکلی،1980م: 1/60)

[6] -  وی از کاتبان وشاعران سده سوم هجری بوده که ظاهرا ابن ربن وی را دیده ونه ابراهیم مذکور چراکه سعید حوالی سالهای 240تا 250 هجری از دنیا رفته وبعید است که ابراهیم با او ملاقات کرده باشد.(همو،3/93)

[7] – ترجمه:« من نمی توانم بیش از آن چه علی بن ربن نصرانی کاتب درباره نیکویی خط گفته بگویم! همانا از او پرسیدم وخواستم که خطاطی را توصیف کند، پس گفت: آیا خطاطی را در یک جمله به تو تعلیم دهم؟،پس گفتم: بفرمایید! پس گفت: حرفی ننویس تا آن که تمام تلاشت را در نگاشتن آن مصروف داری و به خود بگویی که چیزی جز این کار نمی دانی تا آن که در آن عاجز نشوی!آن گاه به سراغ کار دیگر برو! ومبادا در نوشتن نقطه گذاری نمایی ! مگر آن که حرف دشواری باشد که بدانی مخاطب تو آن را درنخواهد یافت، چراکه از سعید بن حمید بن عبدالحمید کاتب شنیدم که می گفت: اگر خواندن حرفی بر مخاطب دشوار شود بهتر است از آن به سبب  نقطه گذاری بر نوشته خرده بگیرند!».

[8] – ترجمه:« علی بن ربن طبری می گفت: بر چهار چیز مداومت کن واز سه چیز بپرهیز!بر چربی،شیرینی،حمام وبوی خوش مداومت کن واز گرد وغبار، دود وبوی بد پرهیز کن! ونیز می گفت : پزشک نادان مرگ را به ارمغان می آورد!».

[9] – حسن بن بهلول(د: نیمه قرن چهارم هجری) در کتاب الدلائل مطلبی را از علی بن ربن درباره نحوه مداوای ثؤلول (دمل)نقل کرده که در فردوس الحکمة وجود ندارد واین مطلب نشان می دهد کتب دیگر طبی وی نزد دانشمندان سده چهارم هجری موجود بوده واز آن استفاده می کرده اند.( 1408ق:324)

[10] – Paul Peeters

[11] – Maurice Bouyges

[12]- این امر از مطاوی دو کتاب وی به روشنی به دست می آید.

[13]- البته ابن ربن خود در این کتاب ودر همین صفحه که اعلام شد بیان داشته که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله یتیم،فقیروگمنام بود ولی توانست به فضل ومدد الهی اسلام را در شبه جزیره عربستان مستقر سازد واین دلیل حقانیت اسلام بوده وخواهد بود.

[14]-البته متوکل عباسی از سال چهارم خلافتش دشمنی خود با اهل بیت علیهم السلام را علنی ساخت ودستور داد تا مقبره امام حسین علیه السلام را تخریب و زمین آن را کشت وزرع نمایند. ابن ربن کتاب فردوس الحکمة را در سال سوم خلافت متوکل به پایان برد واحتمال بسیار نیز می رود که الدین والدولة را نیز پیش از آن نگاشته باشد.(ابن ربن ،1393ق: 2)

[15]- ممکن است گفته شود علی بن جهم شاعر ناصبی هم ندیم متوکل بوده واین که نامش علی بوده ارتباطی با ناصبی بودنش ندارد ولی نباید از نظر دور داشت که نام علی بن جهم را والدینش بر او نهاده اند ولی ابن ربن پس از پنجاه سالگی مسلمان شد!

[16]- حدیث فلتة در میان محدثان بسیار مشهور است واز آن جهت که متواتر بوده عده کثیری از محدثین ومتکلمین درصدد توجیه محتوای آن برآمده اند.نک:(ابن ابی الحدید،1378: 2/26)

[17]- حدیث إستقالة نیز از مشهورات میان محدثین بوده که بحث های بسیاری به دنبال داشته است.نک:(همو،1/9-168)

[18]- از این امور نمی توان به سادگی گذشت. به نظر می رسد ابن ربن زیرکانه به بنیادی ترین ایرادات حکومت خلفای اولیه پرداخته ولی در قالبی که حساسیت برانگیز نباشد!

[19]- ابن ابی الحدید جملات عجیبی درباره خشونت ذاتی خلیفه دوم بین کرده که عیناً نقل می شود: «واعلم أن هذه اللفظة من عمر مناسبة للفظات كثيرة كان يقولها بمقتضى ما جبله الله تعالى عليه من غلظ الطينة وجفاء الطبيعة، ولا حيلة له فيها ، لأنه مجبول عليها لا يستطيع تغييرها ، ولا ريب عندنا أنه كان يتعاطى أن يتلطف ، وأن يخرج ألفاظه مخارج حسنة لطيفة ، فينزع به الطبع الجاسي ، والغريزة الغليظة إلى أمثال هذه اللفظات ، ولا يقصد بها سوءا ، ولا يريد بها ذما ولا تخطئة ، كما قدمنا من قبل في اللفظة التي قالها في مرض رسول الله صلى الله عليه وآله ، وكاللفظات التي قالها عام الحديبية وغير ذلك والله تعالى لا يجازى المكلف الا بما نواه ، ولقد كانت نيته من أطهر النيات وأخلصها لله سبحانه وللمسلمين» ترجمه:وبدان که این سخن(اشاره به سخن عمر که بیعت با ابوبکر ناگهانی بود وهرگاه کسی بخواهد بار دیگر این گونه بیعت بگیرد او را بکشید)از عمر همانند سخنان بسیار دیگریست که براساس فطرت خشن وطبیعت تندخویی خدادادیش بر زبان جاری می ساخته واو هیچ چاره ای نداشته چراکه فطرتش این گونه بود و توانایی تغییر آن را نداشت! شک نداریم که او اقدام به نرمخویی می کرد وتلاش داشت تا سخنان نیکو بگوید وطبیعت خشک وتمایلش به این گونه سخنان را برکند! او قصد بدی نداشت ونمی خواست ابوبکر را سرزنش ویا تخطئه کند چنان که پیش از این درباره جمله ای که هنگام بیماری رسول خدا صلی الله علیه وآله گفته بود سخن راندیم ویا کلماتی که در صلح حدیبیه گفته بود، وخداوند بزرگ بنده را جز به نیّتش کیفر نمی دهد! همانا نیت او از پاکترین و خالص ترین نیت ها برای خدا ومسلمانان بوده است!.(همو،2/27)

[20]- ابن ربن در فردوس الحکمة بیش از سی بار از تبرستان یاد کرده است.

[21]- ترجمه:«..پیشامدی مرا مجبور به ترک وطن ساخت…».

[22] . یهودیان نیز در تبرستان زندگی می کرده اند. در منابع سده چهارم هجری از مقابر یهود در ساریة سخن به میان آمده است. (البخاری،1413ق :27 )

Both comments and pings are currently closed.

2 ديدگاه براي “نگاهی نو به دانشمند تبرستان، علی بن ربن طبری، مسیحی مسلمان شده در سده سوم هجری”

  1. شهروند طبری گفته است :

    آوریل 7th, 2011 در 6:22 ق.ظ

    با سلام
    امیدوارم مقالاتی از این دست بیش از پیش در این پایگاه انتشار یابد.چه خوب می شد اگر شبکه استانی با تهیه برنامه های علمی درباره این شخصیت های تاریخی هم آگاهی مردم را بالا ببرد وهم زمینه علم دوستی را تقویت کند وهم موجب سرافرازی مازندرانیها گردد!

  2. رمیصا گفته است :

    می 8th, 2011 در 11:22 ق.ظ

    با تشکر اگه در مورذ دیگر مشاهیر مازندرانی هم مطلب بذارید خیلی خوب میشه.